مراتب تقوی در خطبه 83 نهج البلاغه

مراتب تقوی در خطبه 83 نهج البلاغه

منتشر شده در: 1404/09/06 12:04

خلاصه متن...

حضرت امیر در خطبه 83 به تقوای الهی و ارتباط آن با توحید اشاره می‌کنند. در بیان اهل معرفت تقوا مراتبی دارد، تقوای لِللّه،تقوی باللّه ،تقوی في اللّه، اعلی مرتبه، تقوای فی اللّه است که به دنبال این مبحث، مراتب فتح بیان میشود .در این مقاله با استعانت از کلام مولیٰ امیرالمؤمنین به شرح مراتب تقوی و مراتب فتح در بیان اهل معرفت پرداخته شده امید که مقبول درگاه حق و جان‌های آماده ی حکمت قرار بگیرد.

بسم اللّه الرّحمٰن الرّحیٖم 

أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ

💎 سه مرتبه از تقوا از دیدگاه اهل معرفت :

1ـ تقوای لِللّه: انسان در این مرتبه از حرام الهی چشم می پوشد بر اساس آنچه در شریعت آمده .

2ـ تقوای باللّه: انسان قوی می شود و برخی از امور حلال الهی را هم به قدر ضرورت استفاده کند.

3ـ تقوای فی اللّه: انسان آنچنان قوی می‌شود و به مرتبه‌ای می‌رسد که غیر از ذات اقدس الهی نمی‌بیند و حتی این ندیدن خود را هم نمی‌بیند. این مرتبه کار کمّل اهل توحید است،شهودشان آنچنان تعالی یافته که غیر از ذات را نمی‌بینند یعنی مهیّم در ذات شده‌اند.آقا در این فراز دارند به همه وصیّت می‌کنند و وصیّت هم واجب است که انجام شود. عالی‌ترین مرتبه ی درخواست و وصیّت حضرت در تقوای الهی تقوای في اللّه است.در تقوای في اللّه انسان به مقام الفتح می‌رسد که الفتح اطلاقی است.

💎مراتب فتوحات انسان برای رسیدن به مقامات توحید:

 1ـ فتح قریب: جز به نصرت الهی پیش نمی‌آید که ثمره ی نصرت اللّه،فتح قریب است«نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ»در این مرتبه انسان در قوه غضب و شهوت و عقل اعتدال پیدا می‌کند.وقتی اعتدال پیدا کرد دارای صفت شجاعت،عفت و حکمت می‌شود به این چنین شخصی می‌گویند ایشان با هوای نفس خودش مبارزه کرد .که هوای نفس،صفات نفسانی را برایش پیش می‌آورد، یعنی انسان در این سه قوه دچار افراط و تفریط می‌شود. تنها راه بیرون آمدن از افراط و تفریط مو به مو انجام دادن شریعت است و انسان بایدخودش را به یک مجتهد جامع الشرایط عرضه کند.که انسان را عاقل بار بیاورد و چراغ عقل را روشن کند. این هر سه قوه ی شما جنود الهی‌اند، کارگزاران حقند، تقوای الهی به این است که این جند اللّه را مجروح نکنیم با افراط و تفریط.

2ـ فتح مبین:تجلّی وحدت اطلاقی است که در این مرتبه حقایق برای انسان مکشوف می‌شود. در فتح مبین از صفات بشری در رفته است و متلبس به اسم اللّه می‌شود.در فتح مبین متصف به اسماء اللّه می‌شوید که مقام قرب نافله است و شنیدن تو،دیدن تو و....همه  الهی می‌شوند . اما هنوز جدول تو در کار است.آقا در این خطبه نه سخن از تقوای لِللّه دارد و نه باللّه بلکه مستقیم رفته سراغ تقوای في اللّه  که حتی في را هم برداشته و فرموده«أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ». وقتی شما تقوای في اللّه را در نظر بگیرید گستره ی شریعت وسیع می‌شود.  تقوای الهی به این است که ما از صفات نفسانی ارتقاء پیدا کنیم و صفات قلبی و روحی پیدا کنیم و بالاتر این است که ما از صفات قلبی و روحی هم بالاتر رویم و صفات اللّه را پیدا کنیم.تقوای الهی یعنی خود را نگه داشتن در محضر اللّه، اگر در هوای نفس و صفات نفسانی باشی یعنی خیلی حریم اللّه را شکسته‌ای.تقوای الهی یعنی کاری کنیم که جنبه بشریت ما محو شود و جنبه الهی ما غلبه پیدا کند.

بعضی از اولیای الهی به درجه‌ای از تقوا  رسیدند که جسارت است که به ایشان بگویید حکیم است، عفیف است،شجاع است و باید بگویی ایشان طهور است، مقتدر است، علیم بالذات صدور است، اوصافی که ولی امر مسلمین ما دارد.

صفات امام صفات بشری نیست. صفات امام صفات الهی است. ولی امیر مسلمین وارث امام است ،علیم بالذّات صدور  هست، علمش علم لدنی است نه فکری و زمان بند،️ صاحب مقام انشاء هست ،️طهور هست و نواقص را جبران می‌کند.( جناب حاج قاسم عزیز به این درجه رسیده بودند.)

3ـ مقام الفتح: اینجا درجه عالیه ی تقواست.اینجا دیگر عبد در کار نیست، تحول جوهری یافته و هویت خودش را در کل از دست داده، مهیّم در ذات شده،هویت بشری ندارد.(فاطمه در این درجات هست که حتی هویت اسمایی هم ندارد)

💎 اسم اعظم بودن انسان کامل در مرحله فتح مبین است نه در مقام الفتح اطلاقی.«إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحࣰا مُّبِينࣰا»

  رسول‌اللّه  به ولایت اطلاقی رسیدند و نعمت بر ایشان تمام شد که به مقام الفتح اطلاقی رسیدند ،مقام نفی صفات پیش می‌آید ،اصلاً جدول وجودی ایشان برداشته میشود این را می‌گویند غیبت تامّه️ لذا همه ائمه در همین دنیا با این بدن عنصری به غیبت تامّه رسیدند.اما جناب  بقیة  اللّه با همین بدن عنصری در مقام هیمان تامّه به سر می‌بردند به نحو دوام،ولی اهل بیت عصمت و طهارت پس از ارتحال از این نشئه مستقر در مقام هیمان محضه شدند .

 به صرف علم  ، توحید حاصل نمی‌شود، توحید عملی است. یک انسان عارفی باید بالای سر ما باشد تا ما را از فتح قریب به مقامات عالیه فتح برساند.

«الحمدللّه ربّ العٰالمیٖن»