خلاصه متن...
بانوی گرامی اسلام، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، در فاصله زمانی کوتاهی پس از ر حلت مصیبتبار پدر بزرگوارشان، در مسجدالنبی و در حضور بسیاری از انصار و مهاجرین خطبهی فدکیه را بیان فرمودند که یکی از اسناد و مدارک تاریخی مهم مربوط به وقایع صدر اسلام، غصب فدک و تحولاتی است که منجر به انزوای کامل امام علی (علیهالسّلام) از صحنه سیاسی – اجتماعی جامعه گردید.
ابوبکر پس از رسیدن به خلافت با انتساب روایتی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) مبنی بر اینکه پیامبران از خود ارث نمیگذارند، دهکده فدک را که پیامبر به فاطمه بخشیده بود، به نفع خلافت مصادره کرد و حضرت فاطمه پس از بیثمر بودن دادخواهیاش به مسجد پیامبر رفت و خطبهای ایراد کرد که به خطبه فدکیه مشهور شد. او در این خطبه بر مالکیتش درباره فدک تصریح کرد. همچنین به دفاع از حق علی(علیه السلام) درباره خلافت پرداخت و مسلمانان را بهخاطر سکوت در مقابل ستم به اهلبیت(علیهم السلام) سرزنش کرد.این خطبه که در حقیقت شکوائیهای بود که حضرت زهرا از وضع زمانه ابراز داشت. او که از وضعیت پیش آمده پس از رحلت پدر ناراضی بود، فدک را بهانهای جهت اعلام مواضع به حق خود دید و به بیان و شرح دیدگاههای خود پیرامون مسائل مهم جامعه پرداخت
🔸خُطبه فدکیه یا خطبة لُمَّة، خطبه حضرت فاطمه(الله علیها) خطبه ای عالمانه و عارفانه است و مجموعهای از معارف را در زمینههای خداشناسی، معادشناسی، نبوت و بعثت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، عظمت قرآن، فلسفه احکام و ولایت را دربردارد. این خطبه حاوی مطالب و مسائل عمیق فکری بسیاری است که نشان از آگاهی و معرفت حضرت به موضوعات علمی دارد، اما بخش تاریخی خطبه از نظر شیعه دارای اهمیت بیشتری است. این در حالی است که برخی از اندیشمندان و مورخان اهل سنت، درست به دلیل در برداشتن این گونه مباحث، این خطبه را مجعول و ساخته و پرداخته محدثان و مورخان متاخر شیعی مذهب دانستهاند.
برخی تصور می کنند که فدک از اموال پیامبر اکرم بود که به حضرت زهرا سلام الله علیها به ارث رسیده بود و ابوبکر به مصالحی و با استناد به دلایلی آن را برای مصلحت جامعه مسلمین گرفت!اما طبق مستندات متعدد در کتاب های مختلف، بعد از آن که
آيه ی وَ آَتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ سوره إسراء/آيه26 نازل شد،
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فدک را به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بخشيد و از آن زمان، فدک، ملک شخصي آن حضرت بود.
جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، از علمای اهل سنت در «تفسیر الدر المنثور»، جلد نهم، صفحه 320 در مورد جریان فدک از علمای مختلف از جمله بَزّار و ابن ابی حاتِم نقل می کند و همه این افراد نیز از ابوسعید خدری نقل می کنند که وقتی آیه 26 سوره مبارکه اسراء نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه وآله فدک را تقدیم به حضرت زهرا(سلام الله علیها) کردند.
همچنین در کتاب «فتح القدیر» نوشته شوکانی، در جلد سوم، صفحه 311 همین نقل وجود دارد که رسول خدا صلی الله علیه وآله فدک را تقدیم حضرت زهرا(سلام الله علیها) کردند.
بنابراین، اصل جریان فدک مورد پذیرش بوده و در مورد آن روایت موجود است. همچنین در دیدگاه تاریخی نیز این مساله قابل اثبات است.
علامه حسنزاده آملی بزرگوار در مجلسی در بیان واقعه فدک می فرمایند
جناب صدیقه طاهره، عصمت الله الکبری، دست امام حسن را که پسر بزرگترش بود را گرفته و به تنهایی خودش رفته پیش ابوبکر. رفته پیش ابوبکر، و ابوبکر را محکوم کرد، فدک را گرفت
حقش بود. فدک را پدرش به او بخشید.
فدک را گرفت و نوشته را گرفت و برگشت.
عُمر از تسلیم کردن سند فدک به حضرت زهرا علیهاالسلام عصبانی شد و ابوبکر را بخاطر برگرداندن سند فدک مذمت کرد و برای پس گرفتن سند فدک، در کوچه راه را بر حضرت زهرا علیهاالسلام گرفت و به او
گفت: دختر محمد! این نوشته چیست؟ حضرت فرمودند: این نوشتهای است که ابوبکر در رد فدک برایم نوشته است. عمر گفت: آن را بمن بده. حضرت حاضر نشد نوشته را به اوبدهد. در این هنگام عمر سیلی به صورت حضرت زد.
اسناد سیلی زدن به صورت فاطمه زهرا سلام الله علیها...
مدرک اول :
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
یا امیرالمؤمنین !
گریه می کنم از ضربت بر فرق تو و سیلی بر گونه فاطمه⚫️
امالی صدوق(تحقیق قسم دراسات الاسلامیه)197
اثبات الهداة281/1(حرعاملی)
بحارالانوار28/51و149/44
عوالم العلوم397/11
مدرک دوم :
حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود:
عمر ، چنان به صورتم سیلی زد که گوشوارهام از گوشم کنده شد...⚫️
الهدیةالکبری179
بحارالانوار349/30
بیت الاحزان121(شیخ عباس قمی)
مجمع النورین147(مرندی)
الهجوم علی بیت فاطمة452(عبدالزهرامهدی)
مدرک سوم :
از امام صادق علیه السلام نقل شده :
عمر بن خطاب به حضرت زهرا سلام الله علیها گفت :
نامه رد فدک را به من بده،
حضرت از دادن نامه امتناع کردند،
سپس عمر سیلی به صورت او زد...
گویا میبینم که گوشواره از گوشش بر زمین افتاد...⚫️
الاختصاص185(شیخ مفید)
بحار الانوار192/29
فاطمة بهجةقلب المصطفی546/2
مدرک چهارم :
عمر گفت:
پس از روی مقنعه چنان سیلی به صورتش زدم که گوشوارهاش کنده شد و بر زمین پرت شد.⚫️
بحارالانوار294/30
مدرک پنجم :
پیامیر اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به حضرت زهراء سلام الله علیها:
تو اولین نفری هستی از اهل بیتم که به من ملحق می شوی. بعد از من ظلم و ناراحتی به شما می رسد تا جایی که تو را می زنند. خداوند قاتل تو را لعنت کند.⚫️
کتاب سلیم بن قیس صفحه 907
و...
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺍﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ!
ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺨﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻘﺮﺏ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﺮﺍﯼ مبغض تو و او ﮐﻪ ﺣﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻏﺼﺐ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺷﻔﺎﻋﺖ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺮﮔﺰ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ (ﺩﻭﺯﺥ) ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻤﯽﺳﺎﺯﺩ.
علامه حسن زاده آملی در جلسه ای فرمودند که
جناب صدیقه طاهره، عصمت الله الکبری، دست امام حسن را که پسر بزرگترش بود را گرفته و به تنهایی خودش رفته پیش ابوبکر. رفته پیش ابوبکر، و ابوبکر را محکوم کرد، فدک را گرفت.
حقش بود. فدک را پدرش به او بخشید.
فدک را گرفت و نوشته را گرفت و برگشت، دومی باخبر شد. باخبر شد دنبالش را گرفت، آمد در کوچه او را یافت.
حالا فاطمه زهرا مسلمان نه، دختر پیامبر نه، و تو باش خلیفه ی مسلمانها، حق داری که در کوچه جلوی زن جوان مردم را بگیری؟
چه کرد؟
چه گویم؟
کاغذ را گرفت و پاره کرد. و بی بی هم نفرین کرد و نفرینش هم بعد از 9 سال مستجاب شد.
من حالا حرفم این است که وقتی جناب صدیقه طاهره، بی بی شهید شد از این نشئه رخت بر بست، امام حسن خیلی بی تابی می کرد؛ خیلی گریه می کرد؛ خیلی ناراحت بود.خانواده، افراد خانواده به امام حسن نصیحت کردند؛ گفتند آخر این امام حسن برادر کوچک شماست، شما بزرگترید شما چرا انقدر بی تابی می کنید؟ ایشان انقدر بی تابی ندارند، شما باید آرامش داشته باشید. اینها از شما یاد بگیرند. آخر برادر کوچک شما ایشان آرامند شما چرا انقدر بی تابی می کنید؟
امام حسن عزیز در جواب فرمود که:
آنروز که در کوچه حسین نبود.
اگر حسین در کوچه بود با مادرم او بی تابی اش بیش از من بود
مظلومیت فاطمه (س) در تسبیحات حضرت زهرا (س) نیست. تطهیر و کسا و هلاتی و لولاک را مادر سادات پشتوانهی «خطبهی فدکیه» کرد تا همهی هستیاش را برای مبارزهی با ظلم به ولیالله فدا کند. ساکن حرم ستر و عفاف ملکوت و پردهنشین سرای لاهوت، همان بانوی پرجبروتی است که با گریهی سیاسی دل سنگ را آب میکرد و سنگدلان را نقرهداغ. اشک را فاطمه (س) برای شیعه سلاح کرد.
سیدةالنساء با خطبهخوانی، فاتحهی علینشناسان نسناس را خواند. تبلیغ چهرهبهچهره را وجیهةالله (س) بنیانگذاری نمود، آنجا که خود را خانه به خانه با غديردیدگان علیگریزان رو در رو کرد. زهرا (س) اما با چهرههای علیستیز مذاکره نکرد و از آنها روی برگرداند و سلامشان را بیپاسخ گذاشت تا سکوت معصوم برای ما حجت دشمنشناسی باشد.
سلام زهرا (س) در پژواک تاریخ به تمام سلسلهی ولیشناسان شیعه تا روز قیامت خواهد رسید. مسیحای علی (ع) اما وصیتنامهی سیاسی-الهیاش در سکوت شب خوانده شد تا گرهای کور در کار مشکلگشای هستی بیندازد و چاه را محرم شبهای تنهایی ولیاللهالاعظم کند. درک آستان ملکپاسبان و حریم بینام و نشان دردانهی مصطفوی اما خارج از طاقت آفرینش است تا معمای هستی و راز سر به مهر خلقت تا روز قیامت باقی بماند. السلام علیک یا صدیقة الشهیدة...
صلوات بر سیّده نسوان فاطمه سلام الله علیها :
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَنَبِیِّکَ وَاُمِّ اَحِبّآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ الَّتِى انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِسآءِ الْعالَمینَ اَللّهُمَّ کُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها وَکُنِ الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها اَللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى وَحَلیلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَالْکَریمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَْعْلى فَصَلِّ عَلَیْها وَعَلى اُمِّها صَلوةً تُکْرِمُ بِها وَجْهَ اَبیها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّ بِها اَعْیُنَ ذُرِّیَّتِها وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ